تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

48

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

بسيط با اينكه بسيط بوده و هيچ تركبى ندارد صحيح است . زيرا فرضاً اجزاء را از هم باز كرده و عناصر را تجزيه و تحليل نموده‌ايم تا به عنصر بسيط غير مركب رسيده‌ايم ، باز آن عنصر بسيط غير مركب مقدور و معلوم و مخلوق خداوند عليم قدير خالق است . و الحاصل : وزان صدق عالم و قادر و خالق بر ذات اقدس جامع كمالات بسيط من جميع الجهات ، هنگام تجزيه و تحليل عقلى ، وزان صدق مقدور و معلوم و مخلوق بر اجزائى است كه مركب به آنها تجزيه و تحليل شده است . براهين حكماى طبيعى بر اثبات واجب ثمّ الطبيعي طريق الحركه * يأخذ للحقّ سبيلًا سلكه بعد از بيان اين مطالب به اثبات ذات واجب الوجود رجوع مىشود . هر ذى فنى و هر صاحب علمى از فن و علم خود بر ذات واجب برهان اقامه مىنمايد . چون عالم الهى ، الهى است از طريقهء خويش برهان اقامه مىكند ، بلكه متأله و آنكه در الهيات توغّل دارد ، از جنبه تألّه خود در مقام اثبات براى غير ذات واجب ، برهان اقامه مىنمايد . مثلًا دو دليل گذشته - برهان خلف و استقامت - دليل حكيم الهى و حكيم متأله بود و چون موضوع علم حكيم الهى وجود است و وى به مراتب و نظام و سلسلهء وجود نظر مىكند ، از راه نظر به مراتب وجود ، بر اثبات صانع دليل اقامه نموده است . و دليل استقامت كه ذكر شد از طرف حكيم الهى بوده ؛ زيرا حكيم الهى به موجود نظر كرده و از كثرات وجود و مراتب آن به ذات احديت پىبرده است و به مراتب ممكنه بما اينكه موجودات ممكنه‌اند ، نظر نموده و آن دليل را اقامه نموده است . و حكيم متأله كه در الوهيت متوغّل و در وحدت فرو رفته است ، از وحدة الوجود به صرف الوجود تام الوجود نظر نموده و از ذات خود واجب بر ذات خود او برهان